دسترسی سریع به موضوعات اشعار
جستجوی پيشرفته
آه کربلا...

بنویس روی صفحه قلم، آه کربلا

آتش گرفت باز دلم، آه کربلا

 

دوری، شکستگی، دل پرخسته از همه

خیره به قاب عکس حرم آه کربلا

محرم و صفر عشق

با یا حسین عشق من آغاز می‌شود  

با اربعین شکوفۀ گل باز می‌شود

با یا حسین می‌رسد از راه، عطر یاس  

با اربعین بهار گل آغاز می‌شود

محرم غم

در عشق اگر که آینۀ غم کنی مرا  

شادم بدان غمی که تو همدم کنی مرا

در جامۀ سیاه، شدم محرم غمت

 تا محرم حریم محرم کنی مرا

باز این چه نوحه و...

حال وهوای، کوچه غم آلود و درهم است 

پرچم به اهتزاز در‌آمد، محرم است

نامت، هنوز هم هیجان می‌دهد مرا 

این بیرق سیاه، تکان می‌دهد مرا

عزای حسین (ع)

 

ماه حسین آمد و شور عزای او

ای دل! بنال چون نی و سر کن نوای او

 

ماه محرّم است که شادی حرام باد!

آن را که هست ذرّه‌ی نور ولای او

چراغ جاویدان

حریم کعبه‌ی عشق است آستان حسین

 محیط جوهر عشق خداست جان حسین

 

چراغ هیچ کس ار تا سحر نمی‌سوزد

 جهان‌فروز بُوَد نور جاودان حسین

 

شُکوه محرّم

محرّم آمد و بگْرفت غم، دل ما را

 غمى که شعله زد و سوخت حاصل ما را

 

زدند خیمه‌ی ماتم به کوچه کوچه‌ی شهر

 به درد و داغ نشاندند محفل ما را

 

موسم غم

 

ذی‌الحجّه تمام شد، محرّم آمد

از گردش دهر، ماه ماتم آمد

 

شادی ز زمانه رخت بربست و برفت

چون موسم سوگواری و غم آمد

هلال خونین

 

دوش دیدم هلال ماه محرّم

شد نمایان میان ابر سیاهى

 

گفتم این پرچم غم است و مصیبت

وآن سیاهى ز جور چرخ، سپاهى

جامۀ احرام

دلا! بسوز که هنگام اشک و آه شده است

دو ماه، جامۀ احرام ما، سیاه شده است

 

حکایت دل ما و غم غریبِ حسین

حدیث جاذبۀ کهربا و کاه شده است

 

فراموشی رمز عبور

ایمیل خود را وارد کنید

×
ارتباط با ما

پیام های خود را از این طریق برای ما ارسال نمایید.

×